X
تبلیغات
هری پاتر
دراین وبلاگ توضیحات کاملی درباره ی داستان ها و فیلم ها و شخصیت های هری پاتر ارائه شده است
 مقدمه

هری پاتر نام مجموعه‌ای هفت‌گانه از رمان‌های سبک خیال‌پردازی است که توسط نویسنده انگلیسی، جوآن کتلین رولینگ نوشته شده‌است. این کتاب‌ها به شرح ماجراهای یک جادوگر نوجوان به نام هری پاتر به همراه بهترین دوستانش، رون ویزلی و هرمیون گرنجر، در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز می‌پردازند. بخش اصلی داستان پیرامون تلاش هری برای غلبه بر جادوگر سیاه، لردولدمورت می باشد.که هدفش منکوب کردن افراد غیرجادوگر، تحت فرمان درآوردن دنیای جادوگران و نابود کردن همه کسانی که در مقابل او ایستاده اند که از جمله شخص هری پاتر می باشد. از آنجا که اولین رمان در تاریخ ۳۰ ژوئن ۱۹۹۷ با عنوان هری پاتر و سنگ جادو منتشر شد، کتاب محبوبیت بسیار زیاد، تحسین فراوان و موفقیت تجاری را در جهان کسب کرد.این مجموعه همچنین برخی از انتقاداتی ازجمله نگرانی به طورفزاینده درباره لحنی تیره و تار را سهیم شده است. تا ژوئن ۲۰۱۱، کتاب ها درحدود ۴۵۰میلیون نسخه فروش داشته و به ۶۷ زبان دنیا ترجمه شده است.و چهار کتاب پایانی این مجموعه به طور متوالی رکورد فروش سریعترین کتاب های جهان را دارد.

هری پاتر یک مجموعه با چندین ژانر، ازجمله فانتزی، گذرعمر(با عناصری از رمزآلود، هیجان انگیز، ماجراجویی، و عاشقانه )، که دارای بسیاری از معانی فرهنگی و این ارجاعات می باشد.بر اساس گفته رولینگ، موضوع اصلی داستان مرگ است،هر چند چیزی که در درجه اول در نظر گرفته می شود کار ​​ادبیات کودکان است. همچنین بسیاری از موضوعات دیگر در این سری، مانند عشق و تعصب وجود دارد.

ناشران اصلی و اولیه از کتابسرای بلومزبری در انگلستان و انتشارات اسکولاستیک در ایالات متحده می باشند، کتاب از آن زمان به بعد توسط بسیاری از ناشران در سراسر جهان منتشر شده است. در اکتبر ۲۰۱۱، این مجموعه در فرمت های مختلف کتاب از طریق «پاترمور» منتشر شد.کتاب ها بصورت مجموعه ای هشت قسمتی توسط شرکت برادران وانر منتشر شده است، در این مجموعه کتاب هفتم در قسمت ساخته شده است، هری پاتر بالاترین مجموعه فیلم پرفروش در تمام دوران است. این مجموعه سرچشمه گرفته از چندین ابزار رسانه ای در کالا میباشد. سود تجاری هری پاتر بیش از ۱۵ بیلیون دلار است.

موضوع اصلی

داستان پیرامون کودک یتیم یازده ساله ای به نام هری پاتر که یک جادوگر است می باشد. که در دنیای معمولی در کنار مشنگها (غیرجادوگران) زندگی می کند.توانایی او ذاتی است و کودکانی مانند او برای آموزش لازم برای موفقیت در دنیای جادوگری به مدرسه ای دعوت می شوند.هری به عنوان دانش آموز وارد مدرسه سحر و جادوگری هاگوارتز می شود و اتفاقات داستان از آنجا شروع میشود. هری تا دوران رشد بلوغ در آنجا پرورش می یابد و راه غلبه بر مشکلاتی مواجه میشود مانند: جادوگری، روابط اجتماعی و عاطفی، چالش های نوجوان عادی مانند دوستی و امتحانات و از همه مهمتر آماده سازی برای تقابل با مشکلاتی که پیش رویش است.

هر کتاب وقایع زندگی هری را در یک سال می باشد. که مابین سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ را روایت می کند.کتاب همچنین حاوی گذشته نمایی های بسیاری است، که معمولا توسط شخصیت های مشاهده خاطرات در دستگاهی به نام قدح اندیشه شرح داده شده است.

 

Hogwarts coat of arms colored with shading.svg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 فیلم های هری پاتر
فیلم‌های هری پاتر بر اساس داستان کتاب‌های هری پاتر و با نام همان کتاب‌ها ساخته شده و می‌شود. امتیاز ساخت فیلم چهار کتاب اول را جی. کی رولینگ در سال ۱۹۹۹ به شرکت برادران وارنر با قراردادی بالغ بر یک میلیون یورو فروخت. از نکات قابل توجه این قرارداد اصرار رولینگ بر استفاده از بازیگران انگلیسی در این فیلم هاست.

بازیگران

  • هری پاتر  : دنیل رادکلیف
  • رون ویزلی  : روپرت گرینت
  • هرمیون گرنجر  : اما واتسون
  • آلبوس دامبلدور : ریچارد هریس (فیلم اول و دوم)، مایکل گامبون (فیلم سوم به بعد)
  • سیریوس بلک  : گری الدمن
  • سوروس اسنیپ  : الان ریکمن
  • نویل لانگ باتم  : متیو لوئیس
  • لونا لاوگود  :ایوانا لینچ
  • بلاتریکس لسترنج : هلنا بونهام کارتر
  • روبیوس هاگرید  : رابی کالترین
  • لرد ولدمورت  : رالف فاینس
  • پروفسور مک گونگال: مگی اسمیت
  • آلستور مودی  : برندن گلیسون
  • جینی ویزلی  :بانی رایت
  • فرد ویزلی  : جیمز فلپس
  • جرج ویزلی  : الیور فلپس
  • مالی ویزلی  :جولی والترز
  • آرتور ویزلی  :مارک ویلیامز
  • پرسی ویزلی  : کریس رنکین
  • نیمفادورا تانکس: ناتالیا تنا
  • کینگزلی شکلبولت: جرج هریس
  • دلورس آمبریج  : ایملدا استانتون
  • ریموس لوپین  : دیوید تیولس
  • دراکو مالفوی  : تام فلتون
  • لوسیوس مالفوی  : جیسون ایساکس
  • وینست کراب  : جیم وایلت
  • گرگوری گویل  : جوشا هردمن
  • چو چانگ  : کتی لونگ
  • خاله پتونیا  : فیونا شو
  • ورنون دورسلی  : ریچارد گریفتز
  • دادلی دورسلی  : هری ملینگ
  • آرگوس فیلچ  : دیوید بردلی
  • پروفسور فیلیت ویک : وارویک دیویس
  • پروفسور سیبل تریلانی : اما تامپسون
  • آبرفورت دامبلدور : جیم مک منس
  • کورنلیوس فاج :رابرت هاردی
  • پادما پتیل :افشان آزاد
  • پراوتی پتیل :شفالی چادهری
  • دین توماس : آلفرد اناچ
  • سیموس فینیگان : دون موری
  • هوریس اسلاگهورن : جیم براودبنت
  • نارسیسا مالفوی : هلن مک کروری
  • لاوندر براون :جسی کیو

هری پاتر وسنگ جادو

در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی می شود. هری ناگهان می فهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشته است، در نتیجه ولدمورت از بین رفته و فقط یک زخم صاعقه مانند بر پیشانی هری گذاشته است. هری در این داستان با رون ویزلی و هرمیون گرنجر دوست می شود و ماجراهایی را در پی می گیرد . او میفهمد که سنگ جادو که یک وسیله جاودانه شدن است و عمر جاودانه می بخشد در هاگوارتز، مدرسه جادوگری هری پاتر مخفی شده است . او به معلم درس معجون سازی شک می کند که دنبال آن سنگ است و شبی بالاخره با کمک دوستانش از بزرگترین سدهای دفاعی جادویی جهان رد شده و به سنگ جادو می رسد. اما در کمال تعجب می فهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمده است. آنها نبرد کوچکی می کنند و سر انجام ولدمورت فرار می کند. هری در پایان می فهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته این است که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست داده است. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد .

هری پاتر و تالار اسرار

داستان از جایی آغاز میشود که هری پاتر سال اول تحصیلی خود را در مدرسه جادوگری هاگوارتز پشت سر گذارده و در تابستان به سر می برد. او جنی خانگی را می بیند که به او هشدار می دهد که این سال را به مدرسه نرود. بعد از آن با سه نفر از دوستانش که با ماشینی پرنده به دنبالش آمده اند از دست خاله و شوهر خاله بد خلقش فرار می کند و به خانه دوستش می رود. بعد از اینکه وارد سال تحصیلی می شود اتفاقات عجیبی می افتد، گربه سرایدار با طلسمی خطرناک بیهوش می شود و خون نوشته هایی بر دیوارها حک می شود مبنی بر آن که : تالار اسرار گشوده شده است.

بعد از آن به چند نفر حمله می شود و همه به هری پاتر شک می کنند. کسانی که مورد حمله قرار می گیرند خشک می شوند و در این میان با گره گشایی های گسترده، هری می فهمد که تالار اسرار کجاست و موجودی که این حملات را انجام می دهد یک مار غول پیکر است، در این میان او می فهمد که نا خواسته زبان مارها را می داند. در همان موقع جینی، خواهر رون که بهترین دوست هری است، به تالار اسرار برده می شود و هری، هرمیون و رون، وارد تالار اسرار شده و جینی را نجات می دهند. در پایان مشخص می شود که حملات از طریق دفتر خاطراتی که ولدمورت (تام ریدل) در نوجوانی نوشته انجام می شده است.

هری پاتر و زندانی آزکابان

بعد از اینکه عمه مارج وارد خانهٔ خالهٔ هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا می کند و هری ناخواسته باعث اتفاق ناخوشآیندی میشود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا می رود. هری از خانه فرار می کند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو می شود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او سرانجام می فهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش را به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمی فرستد تا بتواند در مدرسه هاگوارتز در امان باشد!

هری در سالی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حمله سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص می شود که سیریوس بلک پدر خوانده اوست و دوست صمیمی پدرش و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیتر پتیگرو بوده که خودش را به شکل موشی در آورده بوده که از قضا موش خانگی رون ویزلی بهترین دوست هری بوده است. اما درست وقتی که همه چیز درست می شود و سیریوس موش را به شکل عادی برمی گرداند و همه به اینکه به وسیله او بی گناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار می شوند همه چیز نقش بر آب شده و پیتر پتیگرو فرار می کند. بعد از اینکه سیریوس دوباره زندانی می شود هری و هرمیون گرنجر، دوست صمیمی او، به گذشته بازگشته و سیریوس را نجات می دهند. همچنین هری با موجوداتی به نام دیوانه ساز مبارزه می کند. در نهایت سیریوس بلک فرار کرده و هری به مدرسه باز میگرد.

هری پاتر و جام آتش

این داستان هری پاتر در سال چهارم مدرسه‌است که بارتی کراواچ پسر نام او را در جام آتش می‌اندازد و در نتیجه در مسابقات سه جادوگر شرکت می‌کند و در آن هم تا بردن در مرحله آخر موفق می‌شود ولی به گورستانی منتقل شده و موجب بازگشت لرد ولدمورت می‌شود.

توضیح بیشتر

داستان با روایتی شروع میشود از گذشتهٔ لرد ولدمورت و بعد داستانی دیگر که ولدمورت فرد غیر جادوگری را می کشد و در مورد کشتن هری پاتر صحبت می کند و بعد معلوم می شود که این روایت در واقع خوابی بوده که هری می دیده! هری به پدر خوانده خود یعنی سیریوس بلک نامه می نویسد و جریان را می گوید. بعد از آن با خانواده دوستش رون ویزلی به دیدن مسابقه فینال جام جهانی کوییدیچ می رود.

وقتی وارد مدرسه می شود می فهمد که مسابقات دوره ای سه جادوگر که بین سه مدرسه هاگوارتز، بوباتون و دورمشترانگ (دارمسترانگ)، انجام می شود، آن سال در هاگواترز برگزار خواهد شد! شرکت در مسابقه شرط سنی هفده سال دارد و هری نمی تواند شرکت کند. هر کس قصد شرکت در مسابقه دارد، باید نام خود و مدرسه اش را روی کاغذی نوشته و داخل جام آتش بی اندازد! روز انتخاب شرکت کنندگان، جام آتش نام سه نفر را از سه مدرسه به بیرون پرت می کند و این نشانه این است که آن سه نفر برای مسابقه انتخاب شده اند، اما ناگهان نام هری نیز از جام بیرون می آید و همه با او دشمنی پیدا می کنند، حتی بهترین دوستش : رون! هری مجبور به شرکت در مسابقه می شود و در مرحله اول با اژدها روبرو می شود، در مرحله دوم ضمن اینکه در دریا رفته و دوستش را از چنگ موجودات دریایی نجات می دهد خواهر یکی از شرکت کنندگان را نیز نجات می دهد و این باعث میشود که امتیازاتش بالا برود. مرحله سوم هزارتویی است که باید به مرکز آن رسید. هری موفق می شود به همراه شرکت کننده دیگر هاگوارتز، سدریک دیگوری، به جام برسند، اما وقتی آن دو جام را لمس می کنند به مکان دیگری منتقل شده و فرود می آیند. در آنجا هری شاهد بازگشتن ولدمورت به بدن فیزیکیش است و سدریک نیز کشته می شود. هری و ولدمورت با هم دوئل می کنند و هری موفق به فرار می شود و به هاگوارتز باز می گردد ! وقتی باز می گردد و همه در فکر مرگ سدریک هستند، معلم درس دفاع در برابر جادوی سیاه او را به دفترش می برد و برایش می گوید که او معلم این درس یعنی مودی چشم باباقوری نیست، بلکه مرگ خواری است که خود را به شکل مودی در آورده، او نام هری را داخل جام آتش انداخته و او بوده که غیر مستقیم کمک می کرده تا هری در مسابقه سه جادوگر پیروز شود. اما قرار بوده که هری به دست ولدمورت کشته شود ولی هری موفق به فرار شده و به همین دلیل مودی قلابی قصد کشتنش را می کند. اما همان موقع مدیر مدرسه می رسد و همه چیز به خوبی و خوشی به پایان میرسد.

هری پاتر و محفل ققنوس

در این سال هری پاتر در مقطع پنجم دروس هاگوارتز است و باید امتحانات سمج بدهد در ضمن هم وزارت سحر و جادو باور نمی‌کند که لرد ولدمورت بازگشته است و از این جهت هری پاتر و دامبلدور را تحت فشار می گذارد در آخر در نبردی سیریوس بلک پدر خوانده‌او توسط بلاتریکس لسترنج کشته می‌شود و در آخر وزارت سحر و جادو متقاعد می‌شود که ولدمورت بازگشته است.

توضیح بیشتر

ماجرا پس از بازگشت لرد سیاه اتفاق میافتد که گروهی از جادوگران دوباره به ریاست آلبوس دامبلدور محفل ققنوس که گروهی برای مبارزه با ولدمورت است را به وجود آورده اند. این داستان یکی از سیاه ترین و تلخ ترین ماجراهای هری پاتر میباشد. در پایان با سازمان اسرار آشنا میشویم که بسیار هیجان انگیز و شگفت انگیز است و در وزارت سحر و جادو نبرد اعجاب آوری بین لرد ولدمورت و آلبوس دامبلدور در میگیرد و بالاخره ما درمی یابیم که ولدمورت برای پیشگویی ای که سبیل تریلانی در آن اعلام کرده بود که تنها کسی که میتواند ولدمورت را شکستی ابدی بدهد در آخرین روز ژوییه به دنیا آمده است و پدر و مادر این پسر قبلا سه بار در برابر ولدمورت مقاومت کرده اند، می خواست هری را در سن یک سالگی به قتل برساند.

هری پاتر و شاهزاده دورگه

در این فیلم هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل می‌کند. هری در این سال تحصیلی برای اولین بار کلاس‌های خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد سیاه می‌پردازند. و در انتها بنابر اتفاقاتی متوجه وجود جان پیچه ها شده و دامبلدور توسط اسنیپ کشته می‌شود. این داستان مقدمه‌ای بر قسمت آخر هری پاتر محسوب شده و برای واپسین بار، هری و دوستانش در مدرسه هاگوارتز حضور می‌یابند.

توضیح بیشتر

در این داستان بسیاری از رازها و روابط آشکار میشود. هری با دامبلدور کلاس خصوصی دارد و در این کلاس ها با گذشتهٔ تام ماروولو ریدل آشنا میشویم و معلوم می شود که ولدمورت هفت جان پیچ دارد که پیش از آن دو تایشان نابود شده اند. استاد جادوی سیاه این سال، اسنیپ است و استاد قدیمی ای درس معجون سازی می دهد.

در این فیلم رون با لاوندر براون رابطهٔ عاشقانه شدیدی پیدا میکند که موجب قهر کردن هرمیون با او میشود. هری در این سال کتاب معجون سازی دست دومی پیدا میکند که صاحب قبلی آن شخصی به نام «شاهزادهٔ دورگه» است. هری با کمک یادداشت های حاشیه کتاب که شاهزاده برای خودش نوشته است موفق میشود در درس معجون سازی شاگرد اول شود. هری به جینی ویزلی علاقمند میشود اما روابطشان روابط عادی شاگردان مدرسه ای است و جینی هم دوست پسر خودش را دارد و عضو تیم کوییدیچ گریفیندور شده است.

در پایان داستان هری و دامبلدور که برای یافتن یکی از جان پیچ ها به بیرون قلعه هاگوارتز رفته بودند، با دیدن علامت شوم به هاگوارتز باز میگردند و دراکو مالفوی که مرگخواران را به قلعه راه داده بود دامبلدور را خلع سلاح میکند و سرانجام آلبوس دامبلدور توسط سیوروس اسنیپ کشته میشود و معلوم میشود که شاهزاده دورگه همان سیوروس اسنیپ بوده است .

هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت اول

ولدمورت قوی تر شده و قدرتش در حال رشد است. در حال حاضر وزارت سحر و جادو و هاگوارتز در کنترل اوست . هری، رون و هرمیون تصمیم گرفته اند کار دامبلدور را به پایان برسانند و بقیه جان پیچ ها را پیدا کنند تا ولدمورت را شکست بدهند. اما برای این ۳ نفر و بقیهٔ دنیای جادوگری امید کمی باقی مانده است.

هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت دوم


 

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 هری پاتر
هری پاتر

هری جیمز پاتر نام قهرمان یک رشته از داستان‌های نوجوانان، نوشته‌شده توسط جوآن کتلین رولینگ است که در جهان به طرز گسترده‌ای از آن استقبال شده‌است.

در داستان‌های هری پاتر بهترین دوستان وی رون ویزلی و هرمیون گرنجر هستند. در فیلم‌ها، نقش این شخصیت را دنیل رادکلیف، بازیگر انگلیسی بازی می‌کند.

ظاهر

به گفته کتابها و افرادی که با هری برخورد می‌کنند، ظاهر هری بسیار شبیه پدرش است (به ویژه صورت، دهان و ابرویش) و موهایش نیز همانند پدرش نامرتب و در قسمت عقب کمی برجسته است. از طرفی چشمان هری همانند مادرش به رنگ سبز فندقی است. وی زخمی به شکل صاعقه در روی پیشانی و بالای چشم راست خود دارد که یادگار زمانی است که ولدمورت در کودکی به قتل وی اقدام کرد. این ظاهر، با عینکی با قاب کاملاً گرد که از چند جا شکسته‌است و هری آن را همیشه به چشم می‌زند کامل می‌شود.

ترس‌ها

هری در گروه گریفیندور (گروه افراد شجاع و دلاور) جای دارد و ترس‌های زیادی را نمی‌توان به او نسبت داد. با این وجود در کتاب زندانی آزکابان، هری در قطار سریع السیر هاگوارتز با یک دیوانه‌ساز، موجودی که بدترین خاطرات انسان را به یادش می‌آورد و شادی‌ها را می‌بلعد، روبه‌رو می‌شود. پس از آن، هنگامی که پروفسور لوپین، استاد دفاع در برابر جادوی سیاه، هری را با یک لولوخورخوره (جانوری که به شکل هرچه که انسان از آن بیشتر وحشت دارد درمی‌آید) مواجه می‌کند،لولوخورخوره به شکل یک دیوانه‌ساز درمی‌آید. لوپین این طور نتیجه می‌گیرد که «چیزی که هری را بیشتر از همه می‌ترساند، خود ترس است».

علایق و توانمندی‌ها

سرگرمی شماره 1 و محبوب هری، ورزش جادویی کوییدیچ است. هری در این بازی استعداد خاصی دارد که به نظر می‌رسد آن را از پدرش به ارث برده باشد. همچنین درس مورد علاقه او در مدرسه، دفاع در برابر جادوی سیاه است، تنها درسی که وی در امتحانات سمج آن، نمره «عالی» کسب می‌کند. توانایی‌های او در این درس از کتاب اول شکل می‌گیرد، با این وجود از کتاب سوم این توانایی رو به گسترش می‌گذارد بدین ترتیب که هری در سال سال سوم موفق به ساخت یک سپر مدافع (جادویی بسیار دشوار که حتی بسیاری از جادوگران بزرگسال نیز قادر به انجام آن نیستند) می‌گردد و در سال چهارم، برای شرکت در مسابقات دشوار سه جادوگر، طلسم‌های دفاعی بسیاری را با کمک هرمیون فرا می‌گیرد و در انتها، در دوئلی با ولدمورت موفق می‌شود از دست وی فرار کند. این توانایی به حدی می‌رسد که در سال پنجم هری اقدام به تشکیل گروهی به نام ارتش دامبلدور می‌نماید و این جادوهای دفاعی را به دیگر دانش‌آموزان مدرسه آموزش می‌دهد. توانایی ویژه دیگر هری پاتر مار زبانی است بدین صورت که وی می‌تواند به زبان مارها سخن گوید. (البته این توانایی به دلیل ورود قسمتی از روح ولدمورت به بدنش شکل گرفته و در کتاب هفتم، پس از نابود شدن این قسمت از روح ولدمورت، هری این توانایی را از دست می‌دهد.همچنین به گفته رولینگ کتاب مورد علاقه هری کوییدیچ در گذر زمان نوشته کنیل ورتی ویسیپ است، کتابی که در واقع خود رولینگ برای کمک به موسسه کمیک ریلیف آن را نوشت.

دارایی‌ها

به عنوان یک جادوگر، مهم‌ترین دارایی هری چوبدستی جادویی اوست. چوبدستی هری از چوب درخت خاص ساخته شده و طول آن ۲۷.۵ سانتی‌متر است. در وسط این چوبدستی پر ققنوسی وجود دارد که متعلق به ققنوس دامبلدور، فوکس، است. لنگهٔ دیگر چوبدستی هری در دست ولدمورت است (هرچند که ولدمورت از اوایل کتاب هفت استفاده از آن را کنار گذاشت).از دیگر دارایی‌های هری می‌توان به شنل نامریی( که در خانواده‌شان نسل به نسل چرخیده و از پدرش به او رسیده‌است)، جاروی پرنده فوق‌العاده «آذرخش» (که سیریوس آن را برایش خریده‌است)، و جغد سفیدرنگ او هدویگ (که هاگرید‌آن را برایش خریده‌است) اشاره کرد. البته هدویگ در کتاب هفتم در طی تعقیب و گریزی کشته شد ولی به گفته رولینگ مرگ او برای گذر هری از دوره کودکی و ورود او به دوره بزرگسالی لازم بود. همچنین با مرگ پدرخوانده هری (سیریوس بلک)، طبق وصیت‌نامه سیریوس کلیه اموال خاندان بلک به هری به ارث رسید که از جملهٔ آن می‌توان به خانه شماره ۱12۲ میدان گریمولد (قرارگاه پیشین محفل ققنوس) و جن خانگی آنها به نام کریچر اشاره کرد.

HarryPotter5poster.jpg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 رونالد ویزلی
رونالد ویزلی

رونالد بیلیوس «رون» ویزلی نام یکی از شخصیت‌های مجموعه داستان‌های هری پاتر نوشته جی کی رولینگ انگلیسی است. این شخصیت بهترین دوست هرمیون گرنجر و هری پاتر به شمار می‌رود.

نگاه کلی

رون ویزلی، ارشد مو قرمز گریفیندوری، بهترین دوست هری در مجموعه داستان‌های هری پاتر به شمار می‌آید. شاید توانایی‌های جادویی او تعریف چندانی نداشته‌باشد، اما همیشه می‌توان به عنوان دوستی باوفا روی او حساب کرد. او ششمین فرزند خانواده پرجمعیتشان به شمار می‌آید و به همین دلیل، اغلب از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برد. در مقایسه با هری که اغلب به دلایل مختلف در مرکز توجه است، به رون معمولاً توجه چندانی نمی‌شود و به همین دلیل گاهی اوقات مشاجراتی بین دو دوست رخ می‌دهد ولی همیشه، این رون است که برای معذرت‌خواهی پیش هری بازمی‌گردد. قد رون از حد معمول بلندتر و صورت او پر از کک‌مک است. او شخصیتی طنزآلود دارد و اغلب طی مواقعی که هری و هرمیون به نظریه‌پردازی‌های دور از ذهن روی می‌آورند، رون سعی می‌کند با شوخی کردن دوستانش را به عالم وقعیت بازگرداند.

او در مدرسه دانش‌آموزی متوسط به شمار می‌رود ولی در انجام تکالیفش تا حدی تنبل است و بدون کمک هرمیون نمی‌تواند از پس آنها برآید. او هوشی تقریباً در حد هری دارد، ولی با این وجود، حتی هرمیون نیز نمی‌تواند او را در بازی شطرنج جادویی (نوعی بازی با قوانین شطرنج معمولی ولی با مهره‌هایی کاملاً زنده) شکست دهد. رون در کوییدیچ بازیکن نسبتاً خوبی در پست دروازه‌بان به شمار می‌آید، ولی اعتمادبه‌نفسش را با مشاهده تماشاچیان به سرعت از دست می‌دهد. در کتاب سوم مشخص می‌شودد که موش رون، خال‌خالی، که مانند دیگر املاکش از برادرانش به او به ارث رسیده، در واقع جانورنمایی به نام پیتر پتی‌گروست اما در انتهای همین کتاب، سیریوس بلک به رون جغدی به نام خرچال هدیه می‌دهد. چوبدستی قدیمی او در کتاب اول و دوم (که از برادرش چارلی به او به ارث رسیده) از چوب زبان گنجشک ساخته شده‌است و تار موی تک‌شاخی از یکی از دو انتهای آن بیرون زده‌است، ولی این چوبدستی در کتاب تالار اسرار می‌شکند و بنابراین والدین رون برای او در ابتدای کتاب زندانی آزکابان چوبدستی جدیدی می‌خرند. این چوبدستی 36 سانتیمتر طول دارد و از چوب درخت بید و موی تک‌شاخ ساخته‌شده‌است ولی از هنگامی که رون آن را در کتاب یادگاران مرگ از دست می‌دهد، از چوبدستی پیتر پتی‌گرو استفاده می‌کند. از دیگر دارایی‌های رون می‌توان به پاک‌جارویش اشاره‌کرد، جارویی که مادرش آن را به مناسبت ارشد شدنش برایش خرید.

۱۹ سال بعد

رون مدتی پس از نبرد با هرمیون ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است: دختری به نام رز، که برای نخستین سال خود به هاگوارتز می‌رود، و پسری به نام هوگو. رون به همراه هری اکنون در بخش کارآگاهان وزارت سحر و جادو مشغول کارند، و این بخش را کاملاً متحول کرده‌اند.البته رون پیش از کارآگاه‌شدن، مدتی در فروشگاه شوخی‌های ویزلی کار می‌کرده است، کاری که بسیار پرمنفعت بوده‌است.

Ronald weasley rupert grint ootp.jpg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 هرمیون گرنجر

هرمیون گرنجر

هرمیون جین گرنجر نام یکی از شخصیت‌های مجموعه داستان‌های هری پاتر نوشته جی کی رولینگ انگلیسی است. این شخصیت بهترین دوست رون ویزلی و هری پاتر به شمار می‌رود.

نگاه کلی

بهترین دوست هری پاتر و رون ویزلی، کسی جز هرمیون گرنجر، دختر مشنگ‌زاده گریفیندوری نیست. وی در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۹ از پدر و مادری مشنگ متولد شد که هر دو دندانپزشک بودند. (بدین ترتیب او بزرگ‌ترین عضو این گروه سه نفره به شمار می‌آید.) او باهوشترین دانش‌آموز همکلاس هری پاتر محسوب می‌شود و به همین دلیل کلاه گروه‌بندی ابتدا قصد داشته وی را به گروه ریونکلا (گروه دانش‌آموزان باهوش) بیاندازد. وی در همه امتحانات سمج خود (به جز دفاع در برابر جادوی سیاه) نمره عالی کسب کرده‌است و به نظر می‌رسد که تمامی کتابهای درسی خود را از حفظ است. هرمیون دانش‌آموزی ارشد به شمار می‌رود و از شکستن قوانین و مقررات خوشش نمی‌آید ولی در هنگام نیاز هیچگاه پشت هری و رون را خالی نکرده‌است. لولو خورخوره او به شکل پروفسور مک‌گونگال است که به وی می‌گوید در همه امتحانات مردود شده‌است.

سپر مدافع هرمیون به شکل یک سمور (حیوان مورد علاقه رولینگ) است. چوبدستی او از چوب درخت مو و ریسه قلب اژدها ساخته‌شده‌است.

۱۹ سال بعد

هرمیون پس از ۱۹ سال با رون ازدواج کرده و صاحب دو فرزند با نام‌های هوگو و رز شده‌است. او کار خود را با استخدام در سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی آغاز می‌نماید و در این سازمان موفق می‌شود زندگی را برای جن‌های خانگی بسیار آسان کند. سپس به سازمان اجرای قوانین جادویی ارتقا می‌یابد و سرانجام در این سازمان موفق می‌شود که تمامی قوانین نژادپرستانه‌ای که به نفع اصیل‌زادگان است را ریشه‌کن نماید.شخصیت هرمیون بی شک گزیده‌ای از شخصیت خود خانم رولینگ است.

Emma watson as hermione greanger.jpg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 جینی ویزلی
جینی ویزلی

جینِورا مالی «جینی» ویزلی در سری داستان‌های تخیلی هری پاتر خواهر کوچک‌تر رون ویزلی است که مانند پنج برادر خود به مدرسه جادوگری هاگوارتز دعوت شد.

خانواده

جینی فرزند آرتور و مالی ویزلی و خواهر رونالد، فرد، جورج، بیل، چارلی و پرسی ویزلی و همسر هری پاتر و خواهر شوهر هرمیون گرنجر می باشد.

۱۹ سال بعد

۱۹ سال بعد او با هری ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام‌های جیمز سیریوس و آلبوس سیوروس و یک دختر به نام لی لی لونا می‌شود. او ابتدا در تیم کوییدیچ هارپی هالی هد شروع به بازی می‌کند امّا بعد تصمیم می گیرد شغلی را انتخاب کند که بتواند بیشتر همراه خانواده اش باشد بنابراین خبرنگار ستون کوییدیچ روزنامهٔ پیام امروز می شود.

GinnyWeasley.jpg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 آلبوس دامبلدور
آلبوس دامبلدور

آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور شخصیتی تخیلی از سری داستان‌های هری پاتر به قلم جی کی رولینگ و رئیس مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتزاست و نقش بسیار پررنگی درکتاب‌های هری پاتر دارد در کتاب همواره از او به عنوان بهترین جادوگر دنیا یاد می‌شود او در کتاب‌های هری پاتر نقش پدر معنوی هری را بازی می‌کند واو را در مشکلات پشتیبانی می‌کند او همچنین پدید آورندهٔ محفل ققنوس است.

زندگی

دامبلدور در درهٔ گودریک که محل زندگی گودریک گیریفندور بوده است زمانی که کوچک بود پرسیوال دامبلدور پدرش به دلیل حملهٔ وحشیانه به سه مشنگ جوان دستگیر و محکوم به حبس ابد در ازکابان شد او در یازده سالگی وارد مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز شد در اوایل به دلیل پدرش سوء شهرت را بر دوش می کشید ولی پس از چند ماه شهرت خود او از سوء شهرت پدرش پیشی گرفت او بهترین دانش آموزی بود که مدرسهٔ هاگوارتز به خودش دیده بود به طوری که زمانی که به هجدهمین سالگرد تولدش نزدیک می شد درهاله ای از افتخاروسربلندی هاگوارتز را ترک گفت-سرپرست دانش اموزان دانش اموز ارشد برندهٔ جایزهٔ بارنابس فینکلی برای طلسم اندازی استثنایی اش نمایندهٔ جوانان بریتانیایی در وینزنگاموت برندهٔ مدال طلای مقالهٔ ابتکار آمیز همایش بین‌المللی کیمیاگری در قاهره از افتخارات اوست زمانی که دامبلدور می خواست به یونان برود ناگهان کندرا مادر دامبلدور مرد و او نتوانست به یونان برود درمراسم خاکسپاری کندرا ابرفوت برادردامبلدور که او را مقصر می دانست بینی دامبلدور را شکست چندی بعد او با گریند والد دوست شد و رابطهٔ عشقی برقرار کرد، جادوگری که بعدها پلیدترین جادوگر نسل خودش شد دردرگری که بین البوس گریند والد وابرفوت رخ داد تصادفا طلسمی به اریانا خواهر دامبلدور خورد و او مرد ضربهٔ روحی سختی به خانوادهٔ دامبلدور زد اما او از تلاش دست بر نداشت و توانست دوازده خاصیت خون دایناسور را کشف کند که بسیار با ارزش بود در چند سال بعد دامبلدور گریندل والد سیاه تر جادوگر جهان در آن زمان به مبارزهٔ تن به تن پرداخت و توانست او را دستگیر کنداین کار بسیار مهم بود زیرادر تمام اعصار تا آن زمان جادوگری مثل گریندل والد ظهور نکرده بود پس از آن دامبلدور به شهرت زیادی رسید و استاد درس تغییر شکل هاگوارتز شد همچنین مقاله‌های مهمی همچون معجون ساز واقعی و نام تغییر شکل امروز در پیام امروز نوشت دامبلدور چند سال بعد دامبلدور به مقام مدیریت هاگوارتز رسید به دلیل مهارت‌های فوق العادهٔ او سه باربه او مقام وزارت سحر وجادو پیشنهاد شد اما او نپذیرفت حدود سه سال بعد تام ریدل نام لرد ولدمورت را برای خود انتخاب و دوستانش در هاگوارتز را جمع کرد به استفاده از جادوی سیاه پرداخت و به سیاه‌ترین جادو گر هزارهٔ اخیر بدل شد در آن زمان از معدود جاهای امن هاگوارتز بود و تنها کسی که ولدمورت از او می ترسید دامبلدور بود پس از سقوط ولدمورت دامبلدور هری پاتر را جلوی خانهٔ دوروسلیها گذاشت یازده سال بعد که هری پاتر به هاگوارتز آمد دامبلدور هنوز مدیر هاگوارتز بود.

بعد از مرگ

در هری پاتر و یادگاران مرگ هری سوگند نامهٔ الفی یس دوج را می بیند در روز نامهٔ پیام امروزکه دربارهٔ زندگی دامبلدوراست اما می فهمد که ریتا اسکیتر خبر نگار بد نام کتابی به( نام زندگی و نیرنگ‌های آلبوس دامبلدور)تالیف کرده که همه اش بد گویی از دامبلدور است و حتی او به جادوی سیاه متهم شده است.

دراواخر جلد دوم سیوروس اسنیپ زمان مرگ خاطراتش را به هری منتقل می‌کند و او می فهمد که مرگ دامبلدور در اصل نقشهٔ اسنیپ و دامبلدور بوده است که می خواستند که ابر چوبدستی به دست ولدمورت نیفتد (چوب دستی از درخت اقطی یاس کبود که اخرین صاحبش خود دامبلدور بوده که به چوبدستی مرگ یا چوبدستی سرنوشت معروف است)

Dumbledoregambon.jpg

|+| نوشته شده توسط علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391  |
 
 
بالا