فیلمهای هری پاتر بر اساس داستان کتابهای هری پاتر و با نام همان کتابها ساخته شده و میشود. امتیاز ساخت فیلم چهار کتاب اول را
جی. کی رولینگ در سال ۱۹۹۹ به شرکت
برادران وارنر با قراردادی بالغ بر یک میلیون یورو فروخت. از نکات قابل توجه این قرارداد اصرار رولینگ بر استفاده از بازیگران انگلیسی در این فیلم هاست.
بازیگران
- هری پاتر : دنیل رادکلیف
- رون ویزلی : روپرت گرینت
- هرمیون گرنجر : اما واتسون
- آلبوس دامبلدور : ریچارد هریس (فیلم اول و دوم)، مایکل گامبون (فیلم سوم به بعد)
- سیریوس بلک : گری الدمن
- سوروس اسنیپ : الان ریکمن
- نویل لانگ باتم : متیو لوئیس
- لونا لاوگود :ایوانا لینچ
- بلاتریکس لسترنج : هلنا بونهام کارتر
- روبیوس هاگرید : رابی کالترین
- لرد ولدمورت : رالف فاینس
- پروفسور مک گونگال: مگی اسمیت
- آلستور مودی : برندن گلیسون
- جینی ویزلی :بانی رایت
- فرد ویزلی : جیمز فلپس
- جرج ویزلی : الیور فلپس
- مالی ویزلی :جولی والترز
- آرتور ویزلی :مارک ویلیامز
- پرسی ویزلی : کریس رنکین
- نیمفادورا تانکس: ناتالیا تنا
- کینگزلی شکلبولت: جرج هریس
- دلورس آمبریج : ایملدا استانتون
- ریموس لوپین : دیوید تیولس
- دراکو مالفوی : تام فلتون
- لوسیوس مالفوی : جیسون ایساکس
- وینست کراب : جیم وایلت
- گرگوری گویل : جوشا هردمن
- چو چانگ : کتی لونگ
- خاله پتونیا : فیونا شو
- ورنون دورسلی : ریچارد گریفتز
- دادلی دورسلی : هری ملینگ
- آرگوس فیلچ : دیوید بردلی
- پروفسور فیلیت ویک : وارویک دیویس
- پروفسور سیبل تریلانی : اما تامپسون
- آبرفورت دامبلدور : جیم مک منس
- کورنلیوس فاج :رابرت هاردی
- پادما پتیل :افشان آزاد
- پراوتی پتیل :شفالی چادهری
- دین توماس : آلفرد اناچ
- سیموس فینیگان : دون موری
- هوریس اسلاگهورن : جیم براودبنت
- نارسیسا مالفوی : هلن مک کروری
- لاوندر براون :جسی کیو
هری پاتر وسنگ جادو
در ابتدا هری پاتر که نزد خاله و شوهر خاله اش زندگی میکند معرفی می شود. هری ناگهان می فهمد که یک جادوگر است و لرد ولدمورت در کودکی به خانه آنها حمله کرده و پدر و مادرش را کشته، ولی به طور شگفت انگیزی نتوانسته هری را نابود کند و جادویش به خودش بازگشته است، در نتیجه ولدمورت از بین رفته و فقط یک زخم صاعقه مانند بر پیشانی هری گذاشته است. هری در این داستان با رون ویزلی و هرمیون گرنجر دوست می شود و ماجراهایی را در پی می گیرد . او میفهمد که سنگ جادو که یک وسیله جاودانه شدن است و عمر جاودانه می بخشد در هاگوارتز، مدرسه جادوگری هری پاتر مخفی شده است . او به معلم درس معجون سازی شک می کند که دنبال آن سنگ است و شبی بالاخره با کمک دوستانش از بزرگترین سدهای دفاعی جادویی جهان رد شده و به سنگ جادو می رسد. اما در کمال تعجب می فهمد که فردی که در آن جا به دنبال سنگ است استاد دیگری است که تحت کنترل ولدمورت در آمده است. آنها نبرد کوچکی می کنند و سر انجام ولدمورت فرار می کند. هری در پایان می فهمد که دلیل اینکه در کودکی از طلسم ولدمورت نجات یافته این است که مادرش خود را فدای او کرده و با به وجود آوردن جادویی باستانی به نام جادوی عشق ولدمورت را شکست داده است. اما ولدمورت از بین نرفته و دوباره بازگشته و این بار هم معلوم نیست که از بین رفته باشد .

هری پاتر و تالار اسرار
داستان از جایی آغاز میشود که هری پاتر سال اول تحصیلی خود را در مدرسه جادوگری هاگوارتز پشت سر گذارده و در تابستان به سر می برد. او جنی خانگی را می بیند که به او هشدار می دهد که این سال را به مدرسه نرود. بعد از آن با سه نفر از دوستانش که با ماشینی پرنده به دنبالش آمده اند از دست خاله و شوهر خاله بد خلقش فرار می کند و به خانه دوستش می رود. بعد از اینکه وارد سال تحصیلی می شود اتفاقات عجیبی می افتد، گربه سرایدار با طلسمی خطرناک بیهوش می شود و خون نوشته هایی بر دیوارها حک می شود مبنی بر آن که : تالار اسرار گشوده شده است.
بعد از آن به چند نفر حمله می شود و همه به هری پاتر شک می کنند. کسانی که مورد حمله قرار می گیرند خشک می شوند و در این میان با گره گشایی های گسترده، هری می فهمد که تالار اسرار کجاست و موجودی که این حملات را انجام می دهد یک مار غول پیکر است، در این میان او می فهمد که نا خواسته زبان مارها را می داند. در همان موقع جینی، خواهر رون که بهترین دوست هری است، به تالار اسرار برده می شود و هری، هرمیون و رون، وارد تالار اسرار شده و جینی را نجات می دهند. در پایان مشخص می شود که حملات از طریق دفتر خاطراتی که ولدمورت (تام ریدل) در نوجوانی نوشته انجام می شده است.

هری پاتر و زندانی آزکابان
بعد از اینکه عمه مارج وارد خانهٔ خالهٔ هری پاتر میشود با هری درگیری پیدا می کند و هری ناخواسته باعث اتفاق ناخوشآیندی میشود: عمه مارج باد شده و مانند بادکنکی به هوا می رود. هری از خانه فرار می کند و منتظر اظهارنامه وزارت جادو می شود زیرا انجام جادو برای افراد زیر هفده سال ممنوع است و هری فقط ۱۳ سال سن دارد. اما او سرانجام می فهمد که سیریوس بلک کسی بوده که پدر و مادرش را به ولدمورت فروخته و اکنون از زندان فرار کرده و حالا دنبال اوست و به همین دلیل وزارت برای او حکم اخراج نمی فرستد تا بتواند در مدرسه هاگوارتز در امان باشد!
هری در سالی سخت قرار دارد که همواره باید مواظب باشد که مورد حمله سیریوس بلک قرار نگیرد. اما در پایان مشخص می شود که سیریوس بلک پدر خوانده اوست و دوست صمیمی پدرش و کسی که پدرش را به ولدمورت لو داده پیتر پتیگرو بوده که خودش را به شکل موشی در آورده بوده که از قضا موش خانگی رون ویزلی بهترین دوست هری بوده است. اما درست وقتی که همه چیز درست می شود و سیریوس موش را به شکل عادی برمی گرداند و همه به اینکه به وسیله او بی گناهی سیریوس را ثابت کنند امیدوار می شوند همه چیز نقش بر آب شده و پیتر پتیگرو فرار می کند. بعد از اینکه سیریوس دوباره زندانی می شود هری و هرمیون گرنجر، دوست صمیمی او، به گذشته بازگشته و سیریوس را نجات می دهند. همچنین هری با موجوداتی به نام دیوانه ساز مبارزه می کند. در نهایت سیریوس بلک فرار کرده و هری به مدرسه باز میگرد.

هری پاتر و جام آتش
این داستان هری پاتر در سال چهارم مدرسهاست که بارتی کراواچ پسر نام او را در جام آتش میاندازد و در نتیجه در مسابقات سه جادوگر شرکت میکند و در آن هم تا بردن در مرحله آخر موفق میشود ولی به گورستانی منتقل شده و موجب بازگشت لرد ولدمورت میشود.
توضیح بیشتر
داستان با روایتی شروع میشود از گذشتهٔ لرد ولدمورت و بعد داستانی دیگر که ولدمورت فرد غیر جادوگری را می کشد و در مورد کشتن هری پاتر صحبت می کند و بعد معلوم می شود که این روایت در واقع خوابی بوده که هری می دیده! هری به پدر خوانده خود یعنی سیریوس بلک نامه می نویسد و جریان را می گوید. بعد از آن با خانواده دوستش رون ویزلی به دیدن مسابقه فینال جام جهانی کوییدیچ می رود.
وقتی وارد مدرسه می شود می فهمد که مسابقات دوره ای سه جادوگر که بین سه مدرسه هاگوارتز، بوباتون و دورمشترانگ (دارمسترانگ)، انجام می شود، آن سال در هاگواترز برگزار خواهد شد! شرکت در مسابقه شرط سنی هفده سال دارد و هری نمی تواند شرکت کند. هر کس قصد شرکت در مسابقه دارد، باید نام خود و مدرسه اش را روی کاغذی نوشته و داخل جام آتش بی اندازد! روز انتخاب شرکت کنندگان، جام آتش نام سه نفر را از سه مدرسه به بیرون پرت می کند و این نشانه این است که آن سه نفر برای مسابقه انتخاب شده اند، اما ناگهان نام هری نیز از جام بیرون می آید و همه با او دشمنی پیدا می کنند، حتی بهترین دوستش : رون! هری مجبور به شرکت در مسابقه می شود و در مرحله اول با اژدها روبرو می شود، در مرحله دوم ضمن اینکه در دریا رفته و دوستش را از چنگ موجودات دریایی نجات می دهد خواهر یکی از شرکت کنندگان را نیز نجات می دهد و این باعث میشود که امتیازاتش بالا برود. مرحله سوم هزارتویی است که باید به مرکز آن رسید. هری موفق می شود به همراه شرکت کننده دیگر هاگوارتز، سدریک دیگوری، به جام برسند، اما وقتی آن دو جام را لمس می کنند به مکان دیگری منتقل شده و فرود می آیند. در آنجا هری شاهد بازگشتن ولدمورت به بدن فیزیکیش است و سدریک نیز کشته می شود. هری و ولدمورت با هم دوئل می کنند و هری موفق به فرار می شود و به هاگوارتز باز می گردد ! وقتی باز می گردد و همه در فکر مرگ سدریک هستند، معلم درس دفاع در برابر جادوی سیاه او را به دفترش می برد و برایش می گوید که او معلم این درس یعنی مودی چشم باباقوری نیست، بلکه مرگ خواری است که خود را به شکل مودی در آورده، او نام هری را داخل جام آتش انداخته و او بوده که غیر مستقیم کمک می کرده تا هری در مسابقه سه جادوگر پیروز شود. اما قرار بوده که هری به دست ولدمورت کشته شود ولی هری موفق به فرار شده و به همین دلیل مودی قلابی قصد کشتنش را می کند. اما همان موقع مدیر مدرسه می رسد و همه چیز به خوبی و خوشی به پایان میرسد.

هری پاتر و محفل ققنوس
در این سال هری پاتر در مقطع پنجم دروس هاگوارتز است و باید امتحانات سمج بدهد در ضمن هم وزارت سحر و جادو باور نمیکند که لرد ولدمورت بازگشته است و از این جهت هری پاتر و دامبلدور را تحت فشار می گذارد در آخر در نبردی سیریوس بلک پدر خواندهاو توسط بلاتریکس لسترنج کشته میشود و در آخر وزارت سحر و جادو متقاعد میشود که ولدمورت بازگشته است.
توضیح بیشتر
ماجرا پس از بازگشت لرد سیاه اتفاق میافتد که گروهی از جادوگران دوباره به ریاست آلبوس دامبلدور محفل ققنوس که گروهی برای مبارزه با ولدمورت است را به وجود آورده اند. این داستان یکی از سیاه ترین و تلخ ترین ماجراهای هری پاتر میباشد. در پایان با سازمان اسرار آشنا میشویم که بسیار هیجان انگیز و شگفت انگیز است و در وزارت سحر و جادو نبرد اعجاب آوری بین لرد ولدمورت و آلبوس دامبلدور در میگیرد و بالاخره ما درمی یابیم که ولدمورت برای پیشگویی ای که سبیل تریلانی در آن اعلام کرده بود که تنها کسی که میتواند ولدمورت را شکستی ابدی بدهد در آخرین روز ژوییه به دنیا آمده است و پدر و مادر این پسر قبلا سه بار در برابر ولدمورت مقاومت کرده اند، می خواست هری را در سن یک سالگی به قتل برساند.

هری پاتر و شاهزاده دورگه
در این فیلم هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل میکند. هری در این سال تحصیلی برای اولین بار کلاسهای خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد سیاه میپردازند. و در انتها بنابر اتفاقاتی متوجه وجود جان پیچه ها شده و دامبلدور توسط اسنیپ کشته میشود. این داستان مقدمهای بر قسمت آخر هری پاتر محسوب شده و برای واپسین بار، هری و دوستانش در مدرسه هاگوارتز حضور مییابند.
توضیح بیشتر
در این داستان بسیاری از رازها و روابط آشکار میشود. هری با دامبلدور کلاس خصوصی دارد و در این کلاس ها با گذشتهٔ تام ماروولو ریدل آشنا میشویم و معلوم می شود که ولدمورت هفت جان پیچ دارد که پیش از آن دو تایشان نابود شده اند. استاد جادوی سیاه این سال، اسنیپ است و استاد قدیمی ای درس معجون سازی می دهد.
در این فیلم رون با لاوندر براون رابطهٔ عاشقانه شدیدی پیدا میکند که موجب قهر کردن هرمیون با او میشود. هری در این سال کتاب معجون سازی دست دومی پیدا میکند که صاحب قبلی آن شخصی به نام «شاهزادهٔ دورگه» است. هری با کمک یادداشت های حاشیه کتاب که شاهزاده برای خودش نوشته است موفق میشود در درس معجون سازی شاگرد اول شود. هری به جینی ویزلی علاقمند میشود اما روابطشان روابط عادی شاگردان مدرسه ای است و جینی هم دوست پسر خودش را دارد و عضو تیم کوییدیچ گریفیندور شده است.
در پایان داستان هری و دامبلدور که برای یافتن یکی از جان پیچ ها به بیرون قلعه هاگوارتز رفته بودند، با دیدن علامت شوم به هاگوارتز باز میگردند و دراکو مالفوی که مرگخواران را به قلعه راه داده بود دامبلدور را خلع سلاح میکند و سرانجام آلبوس دامبلدور توسط سیوروس اسنیپ کشته میشود و معلوم میشود که شاهزاده دورگه همان سیوروس اسنیپ بوده است .

هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت اول
ولدمورت قوی تر شده و قدرتش در حال رشد است. در حال حاضر وزارت سحر و جادو و هاگوارتز در کنترل اوست . هری، رون و هرمیون تصمیم گرفته اند کار دامبلدور را به پایان برسانند و بقیه جان پیچ ها را پیدا کنند تا ولدمورت را شکست بدهند. اما برای این ۳ نفر و بقیهٔ دنیای جادوگری امید کمی باقی مانده است.

هری پاتر و یادگاران مرگ - قسمت دوم

|
+| نوشته شده توسط
علی مشعشعی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391
|